هدف این وبلاگ تلاشی جهت شناخت نظام بینهایت در بینهایت عالم وجود است |
الهی؛ دو، وجود ندارد و یکی را قرب و بعد نبود. (علامه حسن زاده آملی)
تشکیک در وجود، یعنی اینکه وجود در عین اینکه «واحد» است، دارای مراتب است؛ از ضعیفترین مرتبه شروع میشود و همینطور ادامه می یابد تا به شدیدترین مرتبه میرسد
رحم عالم طبیعت برای ساختن انسان است و اگر از این رحم به صورت کامل متولد شود ( اصطلاحا به سرای دیگر برود) این سیر الی الله را در عوالم بعدی به سهولت طی می کند و این راحتی را ما تعبیر به بهشت می کنیم .
( حضرت استاد صمدی آملی - محرم ۹۰ - جلسه ۵ - قزوین)
بيان خاطره اي از استاد رمضاني از شاگردان حضرت علامه حسن زاده آملي در خصوص ميزان علاقه حضرت علامه به كتاب:
در مقام عشقورزي به كتاب من صحنههايي را از ايشان ديدهام و مواردي در ذهنم هست که باور آن برای خیلیها مشکل است. يادم هست كه در محضر ايشان، يك بنده خدايي روي عدم التفات استکان چای را گذاشت بر روی کتابی. آقا نبوديد که برخورد ايشان را ببينيد با تعجّب و عصبانیّت فرمود: «روي كتاب؟ خب بگذار آن طرف، چرا روی کتاب؟» آن بنده خدا گفت مواظبم آقا. فرمود: كاري به مواظبت ندارم، اصلاً چرا گذاشتيد؟ كتاب مگر چيز معمولي است؟ يك حساسيت فوقالعاده و عجيبي نسبت به كتاب و دفتر و قلم در ايشان وجود دارد.
يك وقتي با ايشان رفتیم صحافي براي تجليد دو جلد كتاب از که آثار محيالدين عربي را فهرست کرده بودند. ایشان به آن بنده خدای صحاف فرمود: آقا مواظب باش که فقط و فقط جلد كنيد، نميخواهم که برش بزنيد. آن آقا گفت نميشود، ما كه اهل فن هستيم معتقدیم که كتاب بايد دست بيايد تا بتوانيم شيرازه كنيم و این امر بدون برش ممکن نیست. ایشان فرمود: نه نمیخواهد برش بزنید فقط جلد بساز. او هم میگفت نمیشود. من فضولي كردم و گفتم آقا ما اين را از شما ياد گرفتيم كه سخن اهل فن را بايد شنيد. تا اين را گفتم ايشان فرمود شما جوان، آن آقا هم جوان، من پيرمرد را گير آورده و اينجا دوره كرديد، هر كاري ميخواهيد بكنيد ولی جلوي چشم من نكنيد. آقای صحاف گفت باشد، كتاب را گرفت و برد که برش بزند، ایشان صدا زد و فرمود: «كم، برش بزن، خيلي كم، بهاندازه حداقل ممكن، حاشيه كتاب را از بين نبريد من ميخواهم جايي باشد براي نوشتن». گفت چشم. رفت به طرف آخر مغازه يك برش از اين طرف و يك برش از آن طرف و يك برش از قسمت ثالث زد و كل حاصل آن برش را در دستش مچاله کرد و رو کرد به ایشان و گفت آقا اينقدر من برش زدم. فرمود: من نميتوانم نگاه كنم به من نشان نده. ایشان حتي تحمل برشزدن كتاب را نداشت. اينها براي ما افسانه است.
گاهي ميدیدیم افراد كتابها را مثله میکردند و چهار پنچ ورق از کتاب را ميگذاشتند و ميآوردند سر درس ایشان بهشدت ناراحت ميشد و فرمود: چرا كتاب را مثله كرديد؟ شما نميدانيد كتاب بغل كردن چقدر لذت دارد؟ چرا از اين لذتها محروميد؟
کار قوه خیال صورتگری اشکال و صور بود ولی کار ذهن حاضر کردن چیزهایی است که در مقام تفکر انسان به آنها می اندیشد طهارت ذهن به این است که ذهن را از از حاضر کردن افکار غیر واقع و غیر مفید و چیز های نامربوط باز داشت. مهار ذهن کار مشکلی است چون مرتب در حال استحضار چیز های غیر مفید غیر لازم است و لحظه ای آرام نیست و خودش را در این چیزها غرق می کند
طهارت عقل :
باید عقل را از مقید بودن و اکتفا کردن رها کرد
عقل از ریشه عقال به معنای چیزی است که پای شتران را به آن می بندند عقل در ابتدا به فهم چند حقیقت اکتفا می کند و مقید میشود لذا طهارت عقل به این است که نباید به فهم چند سر و حقیقت اکتفا کنیم عقل باید رها شود و در تمامی موجودات عالم به تفکر بنشیند و دم به دم حقایق نو بدست آورد
هر کس در تحصیل علوم به کم بسنده کند معلوم است که عقل خود را زانو بند زده است!!
به این معنی فارغ التحصیلی یعنی زانو بند زدن به عقل لذا ما الی الابد باید دانشجو باشیم
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن ۱:
رحمت رحیمیه حق همان اسرار و حقایقی است که در متن نظام هستی نهفته شده نظیر اسرار و حقایقی که در خود باران است و کسی از آنها خبر ندارد( آمدن باران رحمت رحمانیه حق است که همه را فرا می گیرد و لی حقایقی که در باران است رحمت رحیمیه حق است) این دیگر سفره خواص و محرمین عالم است و ما را فرا خوانده اند که سر این سفره بنشینیم !
( حضرت علامه حسن حسن زاده آملي - هزارو يك نكته - نكته ۵۸۹)
----------------------------------------------------------------------------------------
پ ن ۱: تمامي افراد انسان از زن و مرد به حكم عدم تناهي نفس ناطقه خود مي توانند به حقايق عالم برسند ( باب نبوت تشريعي گرچه مسدود است ولي باب نبوت انبايي همچنان مفتوح است)
رندان عالم کسانی اند که اقیانوس اقیانوس می گیرند و قطره قطره هم نمی دهند
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن :جدیدا طبق تماس بعضی از دوستان از طرف اینجانب ایمیل هایی ارسال شده و به نویسنده وبلاگ منتسب گردیده است که من از آنها بی خبر می باشم بدینوسیله به اطلاع می رساند اینجانب فقط به پیام ها جواب داده و یا به وبلاگ دوستان پیام می فرستم ( به جز موارد بسیار بسیار نادر که با هماهنگی قبلی ایمیل ارسال می شود).
عملکرد قوه خیال : ۱ ) نفس توسط این قوه از موجودات نشئه طبیعت عکس می گیرد ۲ ) به منزله آیینه ای در دست عقل است و حقایق ملکوت عالم را می تواند به تصویر کشد( البته اگر تطهیر شده باشد)
عقل دو نوع ادراکات دارد ۱ ) صور موجودات مجرد عقلی (ملائکه) را ادراک می کند این موجودات در عالم وسیعتری به نام عالم عقل اند ۲) معانی کلی عقلی را در ماورای عالم ادراک می کند که توسط قوه خیال به صورت عباراتی در می آید که به آن احادیث برزخیه می گویند
قوه خیال محل ظهور عقل در نفس انسان است به این معنی که قوه خیال به عقل رو می کند و آنچه عقل ادراک کرده را در مرتبه ظاهر صورتگری می کند لذا اگر قوه خیال تطهیر شود ادراکات عقلی چه ملائکه و چه موجودات عقلی دیگر را به بهترین صورت که صورت انسانی باشد تجلی می دهد و یا معانی کلی عقلی دریافت شده را به بهترین عبارات در می آورد
قوه خیال تطهیر شده رسول خدا به قوه عقلانی آن حضرت رو کرد وآن معانی کلی ماورای طبیعت از اسرار عالم را به صورت الفاظ و عبارات قرآن تنظیم نمود لذا قرآن کتاب جدای از انسان نیست و قرآن تمثلی است از رسول اکرم نسبت به تمام اسرار عالم که به بهترین عبارات در آمده است و به تعبیری قرآن حدیث برزخی پیامبر است
قوه خیال تطهیر شده را به یک معنی لیله القدر می نامند لذا اگر قوه خیال دیگران هم تطهیر شود لیله القدر می شود و قرآن در آن نازل می شود و حقایق نظام عالم را نشان می دهد با این تفاوت که قوه خیال دیگرا ن همه جداول خیال مطلق رسول خدا هستند)
تا در انسان عقل حکومت نکند اصلا مدار انسانیت تحقق پیدا نمی کند
نفس در خواب به توسط قوه خیال هرچه در درون دارد اعم از صور و اشکال و بافت های مختلف همه را بیرون می آورد و مشاهده می کند همه چیز هایی که می بینیم مربوط به خودمان است حتی اگر صور و اشکال دیگران را بد می بینیم باز مربوط به خودمان است یعنی اگر کسی بیدار شد و گفت فلانی را به شکل گرگ دیدم با ید بداند که خودش را با رنگ فلانی در چهره گرگ دیده است.تمام اعمال روزانه انسان در خواب توسط قوه خیال به نمایش در می آید و صبح که بیدار می شویم چندین ساعت فیلم نفس خویش را به یاد می آوریم . تمام ناسزاها و کارهای بد در خواب به صورت مار و عقرب به سراغ انسان می آید
خواب تلویزیون نفس ناطقه انسانی است به محض بیداری قوه خیال شروع به پخش فیلم درونت می کند وهرچه را مشاهده می کنیم در خودمان وجود دارد حتی اگر مشاهده می کنیم دست و پایمان را بسته اند و از بالای کوهی به پایین می خواهند پرتاب کنند ریسمان را خودمان توسط قوه خیال ساخته ایم آن افراد را خودمان ساخته ایم دره نیز ساخته خودمان است لذا این خودمانیم که خودمان را به پایین پرت می کنیم!
تنظیم مشاغل با ملکوت عالم است به وفق اینکه هر کس چه قابلیتی دارد!
راه تطهیر قوه خیال :
۱ ) برای تطهیر قوه خیال باید او را تحت نظر عقل در آوریم و بهترین راه تسخیر قوه خیال به واسطه عقل تفکر کردن است ( تفکر در اطوار وجودی انسان - موجودات اطراف خود - جمادات - آفرینش آسمانها و زمین - ستاره ها - گیاهان و ...)
تفکر قوه خیال را از پراکندگی و افسارگسیختگی نجات می دهد و باعث حشر پیدا کردن و محرم شدن انسان با عالم می شود و از این راه می توان به اسرار آنها رسید
۲) مداومت در خواندن آیه ی سخره سبب توحد قوه خیال می شود . اگر انسان مدتی با این آیه حشر پیدا کند می تواند نفس خود را به توحد بکشاند(سوره اعراف آیه ۵۴ تا ۵۷)
خواب معیار پراکندگی قوه خیال است : اگر خواب های گوناگون و پراکنده دیدید بدانید قوه خیالتان به پراکندگی رفته است لذا خواب میزان طهارت قوه خیال را نشان می دهد
( حضرت استاد صمدی آملی - کتاب طهارت جلد ۱)
-----------------------------------------------------------------------------------------
پ .ن ۱: این مطلب قبلا نیز مطرح شده بود ولیکن به دلیل کثرت کاربرد و اهمیت و نیاز به آن مجددا تکرار شده است.
پ. ن ۲ :بخشی از نکته ۹۷۸ از کتاب ۱۰۰۱ نکته حضرت علامه حسن زاده آملی
آیه سخره دستورالعمل سائر در برنامه سالکان است و تاثیر آن در صفا قلب و اطمینان نفس و نفی خواطر و ازاله شک و وسواس بعدد سبعین مر نفوس مستعده را در مرتبت ایقانست .
ایه سخره اشاره به آیات ۵۵ الی ۵۷ سوره اعراف دارد : ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ......تا : ان رحمت الله قریب من المحسنین .
نفس ناطقه فوق اين روح بخاري است و نفس انسان از طريق قوه خيال به روح بخاري كه جنس لطيف است اتصال دارد
در احاديث اين روح بخاري تبيين شده است مثلا حديثي كه مي فرمايد َمَثل روح به بدن مِثل آب گل می ماند به خود گل . در این حدیث منظور از روح همان روح بخاری است ولی در حدیثی که می فرماید ظرف علم نفس ناطقه انسانی است اینجا منظور از روح، نفس ناطقه است که مجرد از ماده است .
( حضرت آيت الله صمدي آملي - رمضان ۸۹ - جلسه ۲۷ - بحث نكات اخلاقي)
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن۱ : لفظ روح را به اشتراك اسم ، معاني متعدد است و هر معني غير از معني ديگري است لذا روح بخاري - روح مجرد نفساني - روح القدس - نفس ناطقه انساني - مقام يوم الجمع انساني با يكديگر فرق دارند
پ ن ۲ : روح بخاري رقيق ترين جسم سيال حار است كه متكون از عناصر امتزاج يافته و مزاج شده مي باشد . روح بخاري حامل قواي حس و حركت بلكه حامل همه قوا است لذا آنرا روح حيواني نيز مي نامند
پ ن ۳ : روح بخاري مظهر روح نفساني است و روح نفساني به توسط روح بخاري به بدن تعلق تدبيري و استكمالي مي يابد لذا نفس مجرد اولين بار به روح بخاري تعلق مي گيرد و پس از آن به بدن تعلق پيدا مي كند .
پ ن ۴ : اينكه فرموده اند در هنگام خواب ؛ روح نفساني از ظاهر به باطن رجوع مي كند منظور روح بخاري است نه روح مجرد نفساني .
حق این است که قبر حضرت فاطمه بنت رسول الله (صلوات الله علیهما )در مدینه در بقعه رسول الله ودر جوار آن حضرت است.
وآن قبری که در بقیع به نام فاطمه شهرت دارد قبر فاطمه بنت اسد مادر امام امیرالمومنین علی (علیهما السلام) است. مختار دویست نهج البلاغه این است:ومن کلام له (علیه السلام)عند دفن سیده النساءفاطمه علیهاالسلام: السلام علیک یا رسول الله عنی وعن ابنتک النازله فی جوارک .... به چند سطری که در صحیفه مصادر نهج البلاغه نگاشته ایم التفات بفرمایید:اعلم ان روایه الکلینی فی الکافی والشیخ الطوسی فی الامالی نص صریح علی ان عصمه الله الکبری سیده النساء لیله القدر فاطمه بنت رسول الله (صلوات الله علیهما)مدفونه فی جوارابیها فی بقعته وهذا هو الحق. وقد روی السید الاجل ابن طاوس فی الاقبال ذلک القول الحق عن جامع کتاب المسائل واجوبتها وفیه : ابوالحسن ابراهیم بن محمد الهمدانی قال کتب الیه – یعنی الی الامام علی بن محمد الهادی (علیها السلام )-ان رایت ان تخبرنی عن بیت امک فاطمه (علیها السلام )اهی فی طیبه او کما یقول الناس فی البقیع؟فکتب هی مع جدی(صلوات الله علیه وآله)(الاقبال-من الطبع الاول الرحلی الحجری ص624)واقول کلام الوصی مخاطبا رسول الله بقوله (السلام علیک یا رسول الله )کذلک قوله (النازله فی جوارک )وقوله فی آخرکلامه (السلام علیکماسلام مودع)نص صریح علی ذلک الحکم الحکیم .بعضی از صاحبدلان به طریق خاصی از علم جفر نیز جواب گرفته است که (جای قبر خانه شفیع جمیع امت است)وصورت لوح آن این است:یا علیم قبر فاطمه زهراء-علیها السلام-در چه جای مدینه است ؟ ......
( حضرت علامه حسن زاده آملی ؛ کتاب هزار ویک کلمه ؛ جلد سوم - کلمه 345 )
اگر علم به همه ی عالم هم داشته باشی، علم تو عرضی است. علم خدا ذاتی است و اوست که به تو علم داده. اگر از ائمه بپرسی خدا به تو دست تصرف داده، پس چرا به کار نمیگیری؟ خواهند فرمود چون دیگری داده و مال من نیست.
این هم که به ما فرموده اند توسل و دعا کنید، خدا شاهد است که به دلیل سستی اعتقادات ماست. اگر ما علی علی و ابالفضل ابالفضل کردیم و آنها چهار تا مریض را شفا ندادند، می گوییم: "نکند اصلا اینها وجود نداشته باشند. چرا ما دنبال اینها می رویم؟" از ترس من و شما مجبورند چهار نفری را شفا دهند.
جناب رسول الله فرمود، خدا فرموده است که من از این بندگانم می ترسم. چون اگر به اینها قدری فشار بیاوریم می ترسیم که از میسر کمال دربروند. و ما این را دوست نداریم. و الا آن قدر به قارون ها و نمرودها می دادیم که تا سقف خانه هایشان را طلا کنند. این کار را نمی کنیم چون از این دوستان و مومنین می ترسیم که بگویند: "ای خدا جان! تو مثل اینکه هر چیزی داشتی داری به اینها می دهی. ما همه بیچاره، فقیر، گدا، اسیر و گرفتاریم. چرا به ما نمی دهی؟ نه خیر آقا. این دیگر چه خدایی است؟ خیرش را نخواستیم. برویم دنبال همین سرمایه دارها بلکه چیزی بشویم."
می ترسند از ما. بارها از ما سوال کرده اند که سر این دعا کردن ها چیست؟ نقص من و شماست. ضعف من و شماست. خدا هم چون از این ضعف درونی من و شما آگاه است فرمود "ادعونی استجب لکم".
( حضرت استاد صمدي آملي - شرح دروس معرفت نفس - به نقل از وبلاگ سالك الي الله )
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ . ن ۱: با توجه به مطالب خوبی که دوستان در بخش نظرات مطرح فرمودند مناسب دیدم نکته ای در اینجا مطرح گردد که رمز و رازی از داستان های قرآنی است و آن اینکه همه پیامبران الهی معصوم اند منتها مراتب عصمتشان متفاوت است لذا انتساب گناه و خطا دادن به معصوم غلط است لذا باید به سر و باطن مطالب مطرح در قرآن پی برد و از پوسته به مغز رسید لذا اگر می بینیم برای پیامبری مشکلی به تعبیر متداول ما پیش می آید این برای آن است که آنها وظیفه و بار هدایت ما را به دوش گرفته اند و چون برای ما طبق روال طبیعی زندگی در این نشئه مشکلاتی پیش می آید آنان نیز با پذیرفتن داوطلبانه مشکلات مشابه در عمل به ما می آموزانند که روش صحیح برخورد با فلان مشکل چیست مثلا حضرت ایوب سالهای طولانی رنج بیماری را تحمل می فرمایند تا به همه نشان دهند که در ناملایمات و سختی های زندگی باید چگونه شاکر و صابر بود و چون می دانند تحمل مردم عادی محدود است در آخر برای کسانی که صبرشان لبریز می گردد دستورالعمل و ذکر شریف " رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین " را می دهند و بدین ترتیب می فهمانند که تا می توانید صبر توام با رضایت پیشه کنید ولی اگر طاقتتان به پایان رسید راه ؛ پناه بردن به اسم رب و سپس ارحم الراحمین خدا است .یا حضرت فاطمه سلام الله علیها در قضیه تب فرزندان خود دستورالعمل شریف نذر سه روز روزه گرفتن را مطرح می فرمایند . یا حضرت آدم برای همگان ذکر و دستورالعمل راهگشای " ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین " را مطرح می فرمایند . یا حضرت یونس برای نجات گرفتاران در ظلمت نفس ذکر و دستورالعمل معروف یونسیه " لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین " را مطرح می فرمایند که این ذکر برای رهایی از غم و نیز باز شدن درهای معنوی بسیار موثر است و هکذا اذکار دیگر ذکر شده در قرآن و دعا های ائمه . به تعبیر بلند و عمیق حضرت استاد صمدی آملی : قرآن شرح انسان است . خوبه یک دور قرآن را اینطور بخوانیم و ببینیم پیامبران و ملائکه و به طور کلی کسانی که قرآن نامی از آنها برده است در مشکلات و مسائل پیش آمده در زندگی چطور برخورد نموده اند مثلا طرز صحبت شیطانی، گستاخانه و بی ادبانه به صورت رب بما اغویتنی .. ( خدایا به خاطر اینکه تو مرا گمراه کردی ..) است لذا ادب انساني آن است كه در مشكلات با ادب با خدا حرف بزنيم و خطا را مثل حضرت آدم به خود نسبت دهيم و ربنا ظلمنا بگوييم و به اصطلاح آدم باشيم و هکذا ...
پ . ن ۲ : اينكه گاهي در كتاب مفاتيح الجنان مي بينيم دعا هايي براي مثلا شفاء از فلان بيماري ذكر شده و ما دعا را مي خوانيم و نتيجه نمي گيريم به تعبير حضرت استاد صمدي آملي كد و رمز آن اين است كه خود بايد داراي اين اسم الهي شويم . مي خواهند ما را بالا بكشند كه خود مظهر اسماء الله شويم خود مظهر اسم شريف الشافي خدا شويم و...
شب عید آمد آن عیدی که باشد عید سلطانی
گروهی در سرورند و گروهی در پریشانی
گروهی فارغ از هر دو، نه این دارند و نی آن را
به دل دارند با سلطانشان صد عید سلطانی
به چشم پاک بینشان ، به غیر از آشنای دل
هر آنچه در نظر آید نبینندش مگر فانی
به قربان دل این فرقه قدیس قدوسی
که از صد خور بود روشنتر آن دلهای نورانی
مدان عید آن زمانی را که بر تن نو کنی جامه
بود عید آن که دور از خود نمایی خوی حیوانی
مرا امشب دلی شاد است اندر گوشه غربت
که می خواهد نماید هر زمان نوعی غزلخوانی
چرا خوشدل نباشد آن کسی کردند تقدیرش
کتاب و درس و دانش را ز لطف حی سبحانی
چه غم ما را که اندر بر نباشد شربت و شکر
که کام ما بود شیرین همی زآیات قرآنی
چه غم ما را که اندر حجره نبود نان و حلوایی
بود تا " نان و حلوای " جناب شیخ ربانی
چه غم ما را ز بی گلدانی و گلهای رنگارنگ
بود "زهر الربیع " سید و "انوار نعمانی"
چه غم ما را که دوریم از دیار و دوستان خود
"الهی " اوستادی باشد و آقای " شعرانی"
چه غم ما را ز سر بردن به تنهایی که هم صحبت
بود "کشکول " شیخ و "مجمع الامثال" میدانی
چه غم ما را که مهجوریم و اندر حجره محجوریم
بود تا "مثنوی " و "منطق الطیر " دو عرفانی
پریشان نیستم از بی گلستانی چه در پیش است
"گلستانی" ز سعدی و " پریشانی" ز قاآنی
حسن خواهد ز لطف بیشمار ایزد بیچون
دل پاکی منزه باشد از اوهام شیطانی .
( حضرت علامه حسن حسن زاده آملی )
صله رحم به معنای وسیع تر و کاملتری ،فوق آنچه درافکار عامه مردم است در روایات ما بیان شده مثلا اگر در روایتی داریم که صله رحم سبب افزايش طول عمر می شود نباید بازیگری قوه خیال باز هم در این مورد رهزن شود که مثلا خداوند به خاطر دید و بازدید و سر زدن به فامیل و اقوام پاداش جدایی؛ نظیر هدیه هایی که ما برای دیگران می بریم به ما عطا می فرماید و آن هدیه آن است که طول عمر ما را خدا دستور می دهد زیاد شود و باز هم قوه خیال بازیگری دیگری کند و خیال کنیم مثلا جناب عزرائیل طی یک یادداشت کتبی یا دستور شفاهی که از خدا می گیرد موظف می شود به ازای این دید و بازدید مثلا چند ماهی بر عمر ما اضافه کند . حقیقت آن است که رحم همین نظام عالم و طبیعتی است که ما الان در حال زندگی در آن هستیم و صله رحم با عالم ؛ یعنی با عالم نجنگیدن و مخالف قوانین طبیعت رفتار نکردن و بر هم نزدن وفق بین انسان و نظام عالم . مثلا وفق بین ما و عالم طبیعت ؛نیاز ما به آب و غذا به قدر ضرورت است . طبیعی است که اگر به هر دلیلی این وفق به هم بخورد و کسی پر خوری کند یا برعکس با روزه های غیر شرعی گرسنگی بیش از طاقت عادی به خود بدهد یا بد خوری کند و غذا های ناسالم و غیر طبیعی و شیمیایی مصرف کند این وفق بین خود و طبیعت را به هم زده است و با عالم صله رحم نکرده است لذا عمرش کوتاه می شود و همینطور اگر کسی مطابق دستورات دین عمل کرد و غذا های حلال و پاک خورد و به اندازه خورد و غذاي سالم استفاده نمود و ... با عالم صله رحم انجام داده و لذا عمرش طولانی می شود و هکذا ...
( بر گرفته از القائات و دروس حضرت استاد صمدی آملی )
اگر انسان قوی شد عقل او که در اتصال دائم به غیب عالم است حقایق را چه در خواب چه در بیداری دائم می گیرد . و اگر این انسان صاحب عزم بود ، این توان را دارد که معقول را گرفته در محسوس تعبیه کند و در قالب کلمات و برای هدایت انسان های دیگر در اختیار آنها قرار دهد این سلسله ادامه دارد تا برسد به صاحبان روح قدسی که به عالی ترین درجه وحی را اخذ می نمایند و اجازه تشریع دارند .
( برگرفته از کتاب انسان و قران حضرت علامه حسن زاده آملی و بیانات عرشی آیت الله صمدی آملی)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
پ .ن ۱: انسان موجودی است که علم و حقایق و معارف از او ببارد .
پ . ن ۲ : اگر هم انسان واحد شد و اگر انسان کانال وجودی اش باز شد از آنسوی عالم که بخل نیست بسته بسته حقایق را در ظرف وجودیش می ریزند عالم هم که علم انباشته است و تمام نشدنی، بخوان و بالا برو .
( نويسنده وبلاگ)
برای فهم مسائل عمیق نوعا از مثال استفاده می شود زیرا دست اکثر مردم از فهم عقلی کوتاه است ( اگر کسی مطلبی را شنید و گفت نفهمیدم مثال بزنید تا بفهمم معلوم است که او در مرتبه خیال است و به عقل نرسیده است زیرا عقل وحدت بین است و مثال نمی خواهد تا بفهمد)
سید مهدی بحرالعلوم بعد از ۳۴ سال قوه خیال را تطهیر کرد و ملاحسینقلی همدانی بعد از ۲۴ سال !
اگر مردم موفق به تطهیر قوه خیال خود می شدند خداوند هرگز جهنم را خلق نمی کرد . آتش جهنم برای تطهیر مردم آفریده شده است .جهنم ادبستان حق است .
اگر دیدید دارید نسبت به دیگران بد بین می شوید بدانید قوه خیال به میدان آمده چون عقل هرگز بدبین نمی شود ( اولین پله که انسان را در مسیر خودسازی قرار می دهد خوش بینی است)
قوه خیال به منزله آیینه ای است که می تواند باطن عالم را نشان دهد لذا سوء ظن ها را که همچون زنگاری روی آیینه است باید برطرف کرد و آیینه را صیقلی داد تا ملکوت عالم در آن متمثل شود و در شب ها خوابهای خوشی ببینید.
تمام خواب ها صور تمثلات ملکات خیالاتی هستند که در نفس ما جای گرفته اند ( حیوانات وحشی در خواب زیر سر سوء ظن ما نسبت به دیگران است )
اگر کسی سوء ظن را از ذهنش پاک کند خواب پریشان نمی بیند .
نمونه ای از عدم طهارت قوه خیال : مثلا شخص آرزو می کند به جایی برسد تا بتواند انتقامش را از دیگری بگیرد - یا مثلا پدر و مادر آرزوی دیدن عروسی فرزندان خود را داشته باشند - یا مثلا پدر و مادری فرزندان را سرزنش می کند که شماها توان و نیروی ما را ندارید و ما به سن شما ها بودیم فلان و فلان بودیم و ....
به طور کلی طهارت قوه خیال در سه چیز خلاصه می شود :
اول ترک خیالات فاسد ( اگر قوه خیال در این بخش تطهیر نشود قرآن که می خواند و به این آیه می رسد که مثلا ما قرآن را از آسمان نازل کردیم اینجا به وسیله قوه خیال تصور می کند که قرآن مثلا از پشت ابرها آمده یا هزار خیال باطل دیگر) و سوء ظن های بیجا .
دوم : تطهیر قوه خیال از اعتقادات فاسد ( یعنی در مثلا بحث مبداء و معاد و وحی و انزال قرآن و رسالت و امامت و... باید به طور کلی از خیالات به در آید و از تخیلات ردی و پست باید تطهیر شود( به این معنا که تا حرف بالاتر را می شنود نباید انکار کند یا وقتی حرفی متفاوت با حرف های سطحی و خو گرفته می شنود سریع زبان به انکار نگشاید یا خود را محدود به تفسیر های دم دستی و سطحی و غیر عمیق نکند و ..) )
سوم : عدم پروراندن آرزوها و آمال بیهوده
بسم الله هر سوره با سوره دیگر متفاوت است و به طور مجزا یک آیه است و همه چیز با اسم شروع می شود چرا که ذات غیبیه محض الهی غیب محض است و تا در کسوت اسماء ظاهر نشود کسی خبری از آن ذات ندارد این سوره شرح یک کلمه " هو " است و تنها کسی که می تواند این هو را شرح کند جان کامل پیامبر اسلام است لذا مخاطب فقط ایشان است چرا که هیچ کسی مثل ایشان بالاصاله عبد این هو نشد و در نماز همین نکته را مرتبا می گوییم که : اشهد ان محمدا عبده و رسوله( اين عبده يعني عبد هو ) . حال خطاب این است که توی پیامبر بگو این هو کیست و این هو را شرح فرما بگو این هو همان الله است که در مقام جمعی احد است . الله وجود صمد و تو پری است که جای خالی برای غیر باقی نگذاشته است . الصمد يعني چه ؟ يعني آن که لم یلد و لم یولد است و این لم یلد و لم یولد به چه معنا است یعنی ولم یکن له کفوا احد .
از آخر به اول هم این سوره را بخوانیم هر آیه شرح آیه بعدی است . اگر بخواهیم بدانیم کیست که هیچ کفو ندارد ؟ جواب آن وجودی است که لم یلد و لم یولد است و اگر بخواهیم بدانیم چطور وجودی لم یلد و لم یولد است ؟جواب آن الله ای که الصمد است و تو پری است که جای خالی ندارد و این الله ای که الصمد است کیست او الله ای است که احد و یکتا است و این الله اي كه احد است ذات غیبی " هو " است . این ذات غیبی چگونه ظاهر شده است؟ به اسم الله اي که رحمن و رحیم است . و در حدیث است که امامان ما فرموده اند نحن اسماء الله ( ما اسماء حسنی الهی هستیم!) و حضرت علی علیه السلام فرمودند من نقطه تحت الباء بسم الله هستم و دایره وجود به دور مقام ولایت من می چرخد!
( برگرفته از القائات حضرت استاد صمدي آملي)
پ ن۱ : این مطالب برگرفته از بعضی فرمایشات در جلسه شرح دعای سمات و جلسه ای در ماه رمضان یکی از سالها در مسجد امام صادق و جلسه ای در مسجد جامع تجریش و جلسه ای در مسجد جامع قلهک و... می باشد که با ادبیات و جمع بندی نویسنده وبلاگ تنظیم شده است البته قبلا حضورا اجازه چنین ارائه جمع بندی مطالب جهت درج در وبلاگ از حضرت استاد شخصا اخذ شده است .
پ . ن۲ : حضرت امام حسین علیه السلام در فرمایشی بسیار سنگین دارند که بنا فتح الله و ...!!
از نحوه بال زدن پرندگان ( که در آیه ای از قرآن به آن اشاره شده )می توان ریاضیاتی جدید و
معادلات سنگینی ، استخراج کرد.
(حضرت استاد صمدی آملی - جلسه ۶ - محرم سال۱۳۹۰ - شهرستان قزوین)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
به نظر مي رسد همانطور كه در حوزه رياضيات به اصطلاح استاتيك مسئله هندسه اقليدسي و نا اقليدوسي ( هذلولوی لباچوفسکی / بیضوی ریمانی) را داریم و بسته به اينكه ما سطح را صفحه فرض كنيم يا كره یا ... مسائل متفاوت می شود مثلا جمع زواياي داخلي مثلث رسم شده درصفحه ۱۸۰درجه است ولی در هندسه نا اقليدوسي جمع زواياي داخلي يك مثلث محدب در سطح كره بيش از ۱۸۰ درجه و در مثلث مقعر کمتر از ۱۸۰ درجه می شود . در حوزه رياضيات به اصطلاح ديناميك و متحرك نيز نوع حركت ازانواع متداول گردش حول مدارهاي دايروي و بيضوي يا سهموي يا مسائلی نظير بهينه زاويه خيز يك جسم صلب با توجه به شكل آيروديناميك آن و يا رابطه طول بال با وزن و سرعت اوليه براي بلند شدن از زمين و ... كه بسيار شيرين و قابل تامل است وجود دارد. لذا در خصوص اين مطلب كاملا بكري كه حضرت استاد فرمودند اگر دوستان ايده و دريافت و رهيافتي داشتند دريغ نفرمايند تا فرصتي پيش آيد و جزئيات بيشتري مستقيما از محضر خودشان استفاده گردد.
در فرمایشات دیگری هم یکبار فرمودند از نحوه و شکل رویش شاخه های درختان ریاضیات جدیدی می توان بدست آورد . یا در جای دیگری می فرمودند در شاخه علم اعداد و معرفی فقط شعب علم اعداد یک کتاب مستقل مربوط به یکی از بزرگان ریاضی دان اسلامی وجود دارد که ایشان در کتابخانه حضرت علامه حسن زاده آملی آنرا دیده اند و می فرمودند حضرت علامه در حدود ۳۰ کتاب در شاخه های مختلف ریاضی دارد که بدلیل غیر قابل فهم بودن برای عموم و حتی خواص هنوز چاپ نشده است!
( نويسنده وبلاگ).
از امام جعفر صادق علیه السلام مرویست در هر کربی توسل به صاحب لوای سید الشهداء علیه السلام به عدد شریف آنجناب : یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین. ۱۳۳ بار ( عباس = ۱۳۳)
(حضرت علامه حسن حسن زاده آملی - جلد ۷ هزارو یک کلمه - کلمه ۸۷۳ )
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
یکی از بزرگان می فرمودند یکی از اسرار کل یوم عاشورا آن است که در درون ما هر روز لشکر عظیمی از قوای شیطانی در حال حمله به تعداد معدودی خصلت های انسانی ما است پس برای پیروزی در این جنگ نابرابر باید پرچم را بدست قافله سالار خصلت های نیک انسانی داد و درب هم همیشه از جانب ایشان باز است برای همین هم هست که حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل اذن دخول ندارد
(نویسنده وبلاگ)
در عالم رویا همه تمثلات از منشات نفس و از مدرکات نفس اند و لدی النفس بذاتها حضور دارند و قائم
بنفس اند که قیام فعل به فاعل است . پس وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است و در حقیقت در عالم
رویا هم تو مخاطَبی و هم تو مخاطِب . هم آمری و هم موتمر و هکذا . از این نکته به وحدت وجود و
وحدت در کثرت و کثرت در وحدت واجب با ممکنات و نحوه قیام ممکنات به حق تعالی پی ببر من عرف
نفسه فقد عرف ربه .
( حضرت علامه حسن حسن زاده آملی - جلد هفتم هزار و یک کلمه - کلمه ۹۵۱ )
۱) در حدیثی از رسول الله صلی الله علیه و آله آمده است که هر کسی بعد از هر نماز دست ها را روی چشم گذاشته و آیه الکرسی را بخواند چشمش حفظ خواهد شد .
۲) ابن سینا توصیه می نمایند که بعد از هر وعده غذایی فوری نخوابید و حداقل نیم ساعت فاصله بین غذا و خواب باشد تا بخارات معده به چشم آسیب نرساند.
۳) حضرت علامه حسن زاده آملی می فرمایند هرگز به صورت خود آب خام ( نجوشیده نزنید) .
۴) حضرت استاد صمدی آملی به نقل از حدیثی می فرمودند نگاه کردن به ستاره بنات النعش ( دب اکبر و دب اصغر) برای نور چشم خوب است .
۵) همچنین می فرمودند هنگام غروب آفتاب مطالعه کردن برای چشم ضرر دارد .
وقایع اتفاق افتاده در حادثه کربلا و مصائب پیش آمده برای صاحب مقام عصمت و مظهر تام اسماء و صفات خدای عظیم اعلی آنقدر سوزناک اتفاق افتاد و آنقدر قساوت و بی رحمی در همه ابعاد در آن اتفاق افتاد که دل هر انسان عاقلی را به درد می آورد و باعث تاثر و نهایتا سرریز اشک می شود و گوهر اشک مطهر است و رقت قلب جلا دهنده آیینه دل و افزاینده قابلیت اخذ فیض الهی . دلی که پاک و رقیق شد به میزان پاکی و رقت و ظرفیتش مجرای تحقق و اخذ حقایق عوالم بالا و رشد و کمال نفس انسانی خواهد شد یعنی به همین وزان انسان به خدای گونه شدن نزدیکتر می شود و همین نکته است که امام حسین علیه السلام می فرمایند من کشته شده برای اشک ها هستم و همینطور که مشخص است این اشک اشکی است که به صدق و معرفت باشد و خود آلوده به صرف احساسات و ظاهر و ریا و شکم های پر شده از ربا و حرام و... نباشد .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن ۱ : آه از اسماء الله است
پ . ن ۲ : به تعبیر حضرت علامه حسن زاده آملی از کودکی روش اخذ را به ما یاد داده اند لذا کودک که چیزی می خواهد با اشک می خواهد!
پ . ن ۳ : همانطور كه در متن آمده صرف احساسات کم ارزش است، اشکی ارزشمند است که از عقل برخیزد احساسات عاطفی خوب است ولی بسیار مقام نازلی است مثل اینکه انسان در غم از دست دادن خویشان و دوستان خود هم متاثر می شود آیا ما برای امام حسین هم صرفا به همین گونه متاثریم؟ یا بالاتر ؟مابه خاطر از دست دادن صاحب عصمتی که ازل و ابد برایش یکسان است و به تعبیر امام علی (ع) به راههای آسمانی آشناتر از راههای زمینی اند متاسفیم. ما در غم از دست دادن امامی هستیم که به تعبیر امام صادق هر شب 16000 عالم می روند و می آیند وبه تعبیر حضرت استاد صمدی این عدد هم به خاطر ظرفیت سوال کننده کم ذکر شده است. ما تاسف می خوریم که کسانی را که مظهر تام و تمام اسماء ذاتي و صفاتي و افعالي خدا هستند را از دست داده ايم. این غم ، غم عقلي است.
( نوشته شده توسط : نویسنده وبلاگ).
بادقت تمام در کلمه فوق التمام " هو" در سوره توحید قرآن کریم دانسته می شود که این "هو" هویت مطلقه خدا است و همه کلمات و جمله های بعد از آن وصف و بیان همان هو مطلق اند . فتدبر ترشد ان شاء الله الوهاب.
( حضرت علامه حسن حسن زاده آملی - کتاب شرح فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه - فصل ۱۸)
میل کلی : به لحاظ علم نجوم زاویه ای است روبرو به قوسی از دایره که بین منطقه البروج و استوای سماوی( معدل النهار) قرار گرفته است( به کتاب میل کلی یا کتاب دروس هیات و دیگر رشته های ریاضی جلد ۱ علامه حسن زاده آملی مراجعه شود) . این زاویه در حال حاضر حدود ۲۳ درجه و ۲۷ دقیقه می باشد این زاویه تا جایی که در مکتوبات نجومی موجود است در گذشته از میزان حدود ۲۳ درجه و ۵۳ دقیقه اندازه گیری شده است و با اندازه گیری های رصدی مشخص شده که این زاویه در هر سال شمسی به میزان حدود ۵/. ثانیه فلکی کم می شود از این مطلب حضرت علامه حسن حسن زاده آملی ۱۴ نتیجه عجیب و بکر و راه گشا که حاکی از شهود عرفانی و عمق اشراف ایشان به علم ریاضیات عالیه( مثلثات کروی و ...) و علم هیات می باشد می گیرند که در جلد سوم کتاب ۱۰۰۱ نکته مفصل آن آمده است ( همچنین شرح آن در کتاب اسرار حج حضرت استاد صمدی آملی نیز ذکر شده است )که در اینجا صرفا به چند مورد از آن به طور خلاصه اشاره می شود :
۱) همینطور که این زاویه رو به کاهش می رود وقتی که این دو دایره برهم منطبق شدند آب کل کره زمین را فرا می گیرد( این فراگیری آب دفعی نیست و به تدریج است) و زندگی این دوره آدمیان برچیده می شود و با محاسبه ریاضی این زمان حدود ۱۸۶۰۰۰ سال دیگر رخ خواهد داد که این اتفاق همان به تعبیر قرآن رتق است و سپس پس از مدتی فتق رخ خواهد داد و این دو دایره مجددا از هم جدا شده و دحو الارض دوباره اتفاق خواهد افتاد .در این دوره از زندگی بشر روی سطح زمین چون زمین کروی شکل کامل نیست وقتی فتق اتفاق افتاد چون این زاویه از سمت شمال باز شده است لذا شمال کره زمین خشکی بیشتری دارد و آبها بیشتر سمت جنوب زمین آمده اند و اولین نقطه ای که از زیر آب که کل کره زمین را فرا گرفته بود خارج شد همان مکانی است که کعبه در آن بنا شده است! در دوره بعدی شاید از سمت جنوب کره زمین فتق اتفاق افتد و لذا خشکی زمین بیشتر در سمت جنوب خواهد بود !
۲) طبق یکی از بطون آیه و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه ....(بقره ۳۰ ) پس از انفتاح دو دایره عظیمه فوق (فتق) دحو الارض رخ خواهد داد و باز انسان به تولد و سپس به توالد به وجود می آید( تولد خلق انسان بدون پدر و مادر را گویند و توالد از پدر و مادر)و این آدمیان بوجود آمده جانشینان آدمیان دوره پیشین اند
۳) نتیجه سوم این است که یکی از معانی سموات و ارض که در ابتدای این متن در آیه آمده دو دایره عظیمه استوای سماوی(معدال النهار) و منطقه البروج است و مراد از رتق انطباق این دو و مراد از فتق انفتاح این دو است.
۴) این که در روایات داریم که عالم ها و آدم ها بسیار متعددند یک وجه معنی آن منظور همین تعدد خلق جدید بر مبنای رتق و فتق است .
۵) اعتقاد به رجعت ناظر به همین انطباق و انفتاح دو دایره عظیمه است بدین معنی که انسان در هر دوره پس از دحو الارض به تولد و سپس به توالد به وجود می آید و چون انسان نیاز به دستور العمل و انسان کامل برای راهنمایی دارد لذا انسانهای کامل که سفرای الهی اند برای ارشاد آدمیان مبعوث می شوند و اینان به همان روحانیت سفرای پیشین اند.
۶ ) در انطباق مذکور انقراض نسل موجودات خشکی رخ می دهد نه لزوما موجودات دریایی لذا است که می بینیم تعدد موجودات آبی در حال حاظر هم بیش از موجودات خشکی است!
...............
از همین جا روشن می شود که چرا به تعبیر بعضی قرآن پراکنده حرف زده است ( چند آیه راجع به یک مطلب در ادامه چند آیه راجع به مطلب دیگری و ... یا یک قسمت از داستان پیامبری در یک سوره ای و ادامه داستان در سوره دیگری و ...) علت آن است که ما پراکنده ایم و قرآن تفسیر ما است .قرآن در مقام وحدت یکپارچه رمز است لذا قرآن غذای اهل وحدت است ولی فرقان غذای پراکنده ها است .
لذا یک وقت یونسی مشربیم ( می خواهیم از ظلمات به در آییم ) ذکرمان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین باید باشد یک وقت ایوبی مشربیم ذکرمان رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین باید باشد با این کلمات بین ما و نظام هستی وفق برقرار می شود .
( برگرفته از جلسه ۱۴ سلسله دروس درس هایی از محضر بقیه الله - حضرت آیت الله صمدی آملی)
همینطور مي تواند منظور از عالم ذر - علم ذر باشد كه عالم را گرچه از ماده علم ( به فتح عين و لام) هم گفته اند ولي مي تواند از ماده علم ( به كسر عين و سكون لام) باشد آنوقت عالم ذر مي شود به این معنا که هر كسي به تجرد عقلي برسد او را هم روزي علم ذر مي دهند و دیگران هم می توانند به علم ذر دسترسی داشته باشند
به تعبیر سنگین و عمیق حضرت علامه حسن زاده آملی :
عالم ذر فرقان کثرت از متن قرآن وحدت در قلب لیله القدر است .
بيانش اين است كه عارف كامل در هر مرتبه از عالم، هم قبل آن را مىخواند، و هم بعد آن را مىداند؛ اما قبل را براى اين كه قرآن است يعنى جمع و متن ما بعدش است، و اما بعد را براى اين كه فرقان است؛ يعنى شرح و تفصيل ما قبلش است؛ و قلب چنان عارف ربانى مصداق إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ است، و كثرت آحاد بنى آدم را مثلا در مقام تمثّل، همانند ذر مىبيند
حضرت آدم صفى (صلوات اللّه عليه) در يك القاء سبوحى و مشاهدات روحى، ذرّيت خود را به صورت انبوه ذر( مورچه) مشاهده كرده است، و مشابه آن براى نفوس مستعده ديگر بخصوص صاحب عصمت نيز روى مىآورد.
از اين واقعه شهودى تعبير به عالم شده است كه عالم ذرّ گويند
( هزار و يك كلمه ج5 )
انسان در طول زندگی خود از دو رحم متولد می شود اول از رحم مادر عزیز که در این مرحله اگر کامل متولد نشود و نقص داشته باشد سیر انسانی اش در این نشئه با مشکلات مواجه خواهد شد مشابه همین مطلب این عالم هم رحم دوم انسان است اگر انسان در این رحم درست خود را ساخت می تواند از این رحم به عالم دیگر درست متولد بشود و سیر الی الله بعدی اش را در عوالم بعدی بسهولت طی کند . این راحتی را تعبیر به بهشت می کنند .
( جلسه ۵ بحث بلایا و منایا - حضرت استاد صمدی آملی - محرم ۹۰)
کسانی که به مقام عنديت رسیده اند اينها شهداي حقيقي اند و شهداي ما مصاديقي از آن ها هستند لذا رسيدگان به جنت ذات شهداي حقيقي اند و تحمل آن جنت كار هر كسي نيست تا بتوانند در آن جنت ذات- مقيم شوند كه عنديت حق متعال- سِر جنت ذات را تشكيل مي دهد اينها عند ربهم يرزقون هستند . اينچنين كساني فقط دنبال عنديت هستند
(جلسه ۳۰ شرح دعای سمات - حضرت آیت الله صمدی آملی)
( حضرت آیت الله صمدی آملی - جلسه ۴ - محرم ۹۰ )
![[تصویر: 0050-15.jpg]](http://azha.ir/image/0050-15.jpg)
![[تصویر: 0050-16.jpg]](http://azha.ir/image/0050-16.jpg)
حضرت آیت الله صمدی آملی بارها برای دفاع از میهن اسلامی به جبهه اعزام شده بودند. اگرچه بیشترین خاطرات و یادگارهای استاد از آن زمان مربوط به حالات و روحیات معنوی آن دوران است ولی یادگاری های زیادی نیز در بدن طاهرشان به جای مانده است.
از آن جمله آثار سلاح شیمیائی دشمن بعثی است که ایشان را مفتخر به جانبازی نموده است.
( منبع : سایت زینت هفت آسمان)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ایشان دردوران جنگ ۸ ساله درجبهه های نبرد حضور فعال و عملیاتی داشتند و در عین حال با برگزاری جلسات درسی به القاء معارف بلند عرفانی و فلسفی می پرداختند . در یکی از جلسات درسی ضمن یادآوری خاطراتی از دوران جنگ می فرمودند:انفجار شدیدی در نزدیکی ایشان رخ داد و اثر موج آن انفجار هنوز هم در قالب سردرد های شدید باقی است!
عارفان واقعی زاهدان شب و شیران روزند و به تعبیر ابن سینا العارف شجاع و کیف لا ؟( عارف شجاع است و چطور نباشد؟)
ایشان در محرم امسال ( سال۹۰) توصیه داشتند که بیایید مظهر اسم جامع الهی باشیم اگر توان آنرا نداریم که مانند حضرت علی علیه السلام در تمام امور مظهر اسم جامع الهی باشیم هر کسی به قدر توان خود به این سمت حرکت کند و سعی نمائیم حداقل کل جامعه با هم به سمت مظهر اسم جامع بودن حرکت کنیم .
صفات رذیله ای که از ناحیه پدر و مادر به فرزند منتقل می شود مانند سایر صفات ظاهری به این سادگی قابل رفع نیست نظیر اینکه مشابهت شکلی فرزند با پدر را چطور می شود به این سادگی تغییر داد؟ البته اگر فرزند در معاشرت با خوبان و در مسیر تحصیل قرار بگیرد می شود تغییر حال بدهد .
همچنین گاها پیش می آید که از پدر و مادر مرده دل - فرزند خوبی بدنیا بیاید به فرموده قرآن یخرج الحی من المیت ولی به طور کلی اگر فرزند بدی ها را به ارث برد به زحمت می افتد و طول می کشد تا آنها تغییر نمایند و لی اگر در کوچه و خیابان اوصاف بدی را یاد گرفت ساده تر می تواند ترک کند . از حضرت علامه حسن زاده آملی عده ای از جوانان توصیه خواستند فرمودند :
مرد باش واجباتت را انجام بده
مرد باش حرام را ترک کن
مرد باش برو تحصیل علم کن
( حضرت استاد صمدی آملی - رمضان ۸۹ - مسجد امام صادق )
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|