در علم اعداد باید بین اعداد وفق برقرار باشد تا بتوان آنها را با هم جمع یا تفریق یا تکثیر یا ...کنیم مثلا وقتی می خواهیم یک عدد ۲ رقمی را با یک عدد سه رقمی جمع نمائیم ابتدا باید بین آنها وفق ایجاد نمائیم تا قابل جمع باشند که در اینجا ایجاد وفق یعنی یکان زیر یکان و دهگان زیر دهگان و... نوشتن و هرکجا می خواهیم وفق درست کنیم باید برویم به سوی جدول تا از اشتباه مصون بمانیم. گاهی هم باید بین حرف وفق ایجاد کرد تا معنای مورد نظر حاصل شود مثلا حروف ح و ن و س را اگر درست وفق دهیم کلمه حسن بدست می آید واگر طور دیگر وفق دهیم  همین حروف است می شود نحس!

وفق ها نامتناهی است و جداول وفقی هم همینطور مثلا در حال حاضر در علوم غریبه تا جدول ۱۰۰ در ۱۰۰ موجود است که واضع آن حضرت امیرالمومنین (ع) بوده اند وکسی هنوز وفق ۱۰۱در ۱۰۱ و ... ۲۰۰ در ۲۰۰ و... را درست نکرده است . در علوم هم همینطور است مثلا یک فیزیکدان یا یک ریاضیدان بین اعداد و مسائل دنبال یافتن این وفق ها است و هر چه بگردیم تمام نشدنی است وفق هایی است در نظام عالم که خبر نداریم مثلا اینکه چرا در سوره جمعه داریم ....الملک القدوس العزیز الحکیم .. و چرا این ۴ اسم از اسماء الله پشت سر هم آمده است و چرا اسامی دیگر خدا نیامده است علت آن است که در این آیه این ۴ اسم با هم وفق دارند .

حضرت بقیه الله هم با ظهور خویش بین همه وفق ایجاد می کنند و الان ما ها با هم وفق نداریم نه در امور سیاسی نه فرهنگی نه خانه نه بازار نه دوستی و نه.... هر جا توافق نباشد کار به نتیجه نمی رسد و به جای اینکه نتیجه معلوم شود مجهول می شود و بالاتر غلط در می آید .

لذا در ریاضی برای جلو گیری از بروز اشتباه در وفق میان اعداد جدول درست می کنند تا وفق درست انجام شود ما نیز بین کثرات وجودیمان چون درست نمی توانیم وفق ایجاد کنیم لذا دارای یک جدول وجودی هستیم و هر کسی از جدول وجودی خودش فیض می گیرد و به هر کسی از جدول وجودی خودش  و به میزان سعه وجودیش فیض می رسانند نه بیشتر و نه کمتر که در هر دوحالت  چه بیشتر رسانند و چه کمتر خطا در نتیجه پیش خواهد آمد .

اجزاء بدن و صورت هر کسی هم به وفق خاصی است و رعایت تناسبات مختص به اوست . علم مناسبات جزء اسماء مستاثره حق است یعنی این علم را حتی صاحبان عصمت هم ندارند!

اگر انسان کامل نباشد وفق بین اجزاء نظام عالم به هم می ریزد و نظام عالم از بین می رود لذا انسان کامل وفق نظام هستی است.

از دعای امام زمان (ع) که می فرمایند  :  اللهم ارزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه والصدق النیه و..  معلوم می شود که هر کسی خدا را اطاعت کند بین او و خالق وفق بر قرار می شود ( توفیق از ماده وفق است) و این توفیق یک رزق الهی است و وفق بین وجود ما و معصیت آن است که از معصیت دور شویم و در نیت صادق باشیم و..و از همین جا یکی از بطون معانی فرج مشخص می شود و آن اینکه اگر وفق باشد فرج حاصل است وفق باشد جامعه در گشایش است و الا نیست

( منبع : بخش هایی از  جلسه ۱۳ درس هایی از محضر حضرت بقیه الله -  آیت الله صمدی آملی - رمضان ۸۹ )